خاطرات یسنا

یسنا استاد کامیون سواری

یسنا یه بار اتاق کامیونش رو زد بالا و خواست بشینه عقب کامیونش. مامان بزرگی کامل اتاق رو در آورد تا یسنا راحت بتونه بشیه. یسنا از این حالت خیلی خیلی خوشش اومد. روزا کلی سرگرم این کار میشه. ...
5 تير 1394

دیدار یسنا با دانشگاه مامان

امروز شنبه 16 خرداد هست. ما اومدیم دانشگاه یزد. تا مامانی پیش استادش بود یسنا و بابایی دانشگاه رو دور زدن. اینجا هم دانشگاه ولی عصر رفسنجان هست .مامانی مشغول کار تو آزمایشگاه و یسنا و بابایی مشغول بازی تو چمنا چهارشنبه 27 خرداد ...
5 تير 1394

کابینتا، من اومدم....

یسنا عاشق اینه که بره در کابینتا رو باز کنه دو زانو بشینه جلوشون و وسایلشونو بزاره بیرون مخصوصا کابینت مواد غذایی یک شنبه 10 خرداد شنبه 13 تیر   20 خرداد ...
5 تير 1394

ماشین سواری

یسنا از ماشین امیررضا خیلی خوشش اومد.کلی باهاش رانندگی کرد البته همش بغل دست راننده نشسته بود جمعه 8 خرداد ...
5 تير 1394

مامان فدات

امروز پنج شنبه 7 خرداده. یسنا دوران سیزده ماهگیش رو میگذرونه.این چیییییه شده تکه کلامش.هاپ رو خیلی دوست داره.   ...
5 تير 1394

عزیز دلم وایساده

یسنا چند وقتی هست که میتونه بغل میز یا مبل وایسه. اول چونشو میزاره لب میز بعد خودشو میکشه بالا. دیگه هم نمیتونه برگرده و  بشینه.  الان پنج تا دندون داره. دندون پیش سمت راستی مونده هنوز. 5 خرداد ...
6 خرداد 1394

بستنی آی بستنی

امروز جمعه 1 خرداد هست. ما تو راه برگشت از اصفهان هستیم. تو خوردن بستنی کیم، یسنا هم ما رو کمک کرد. مامانی فداش بشه. امروز تولد دایی مجتبی هم هست. دایی جون تولدت مبارک. ...
6 خرداد 1394

اردیبهشت در اصفهان مهمون وندا جون

امروز سه شنبه 29 ام اردیبهشت همزمان با روز تولد بابامسلم حرکت کردیم سمت اصفهان. عصر رفتیم هایپراستار. یسنا کلی با این موتور کیف کرده بود. شب هم یه مراسم کوچولو برا بابامسلم گرفتیم. بابایی تولدت مبارک.سی ساله شدی. یسنا با وندا حسابی بازی میکردن. حسابی با هم جور بودن. باغ گل ها. وندا و یسنا در حال موتورسواری در کهکشان عجایب. یسنا که دیگه پایین نمیومد.   ...
5 خرداد 1394

هورا، یسنا یک ساله شد

امروز دوشنبه 21 اردیبهشت سالروز تولد یسنای عزیز هست . خدایا شکرت برای این نعمت بزرگ.  امروز یه تولد سه نفره داشتیم. روز جمعه 25 ام هم یه تولد دسته جمعه داشتیم. اینم یسنا و کادوهاش. ر ...
5 خرداد 1394