خاطرات یسنا

یه روز سرد آفتابی در اودرج

امروز پنج شنبه  21 آبان یسنا 18 ماهش کامل شده. یک سال و نیمه شده دختر مامان. یسنا منتظر نشسته تا بابایی از درختای انار باغچه ی بابجان براش انار بچینه انتظارش نتیجه خوبی به همراه داشت اینجا هم بابایی برای یسنا انجیر چیده و یسنا منتظره تا به دستش برسه ...
4 آذر 1394

اولین تجربه روسری

خونه بابابزرگی بودیم هوا سرد شد و مامان جون روسری کرد سر یسنا. این اولین باری بود که روسری میپوشید سه شنبه 12 آبان و تولد دایی محمد ...
28 آبان 1394

سفر به کیش

جمعه 8 آبان عازم کیش شدیم.یک سفر پنج روزه.یسنا برای اولین بار دریا و این همه آب رو یک جا میدید.کلی لذت برد دخترم. ...
28 آبان 1394

منتظر سشوار

یسنا به محض بیرون اومدن از در حمام منتظر مراسم سشوار کشی هست. و کلی هم لذت میبره از این مراسم.وقتی داره از حمام خارج میشه سریع بهش اشاره میکنه تا مبادا ما یادمون رفته باشه شنبه 18 مهر. ...
28 آبان 1394

مراسم خاطره انگیز پسته چینی در عباس آباد

امروز یک شنبه 12 مهر و ما خونه عباس آباد بابابزرگی هستیم تا کیف کنیم از این دور هم بودن به مناسبت مراسم پسته چینی   یکی از آپشن های مورد علاقه یسنا نشستن روی پسته ها روی خشک کن بود و همین طور برای بابابزرگی. ...
28 آبان 1394